پدیدآورنده:احمد لقمانی،
،
احمدا اول تویی آخر تویی
شهربند بیکران را در تویی
احمدا ذات تو و حیدر یکی است
شهر با دروازه و با در یکی است
تو مدینه علمی و حیدر درست
پس کلید دانش تو حیدر است
یا علی از نفس دون ما را بزن
ذوالفقاری از درون ما را بزن(1)
پیشوایان پاک و معصومان تابناک، شعاع روشنگری از آفتاب آفریدگار هستیاند که از یک سو جلوهای زمینی همانند دیگر انسانها دارند و از سویی دیگر تجلی خداوند بوده که در لحظه لحظه حیاتشان روشنای هدایت نمایان است. آشنایی با نام آنان، همانند نظاره کردن مشعلی شعلهور در تاریکیهاست که پرتوی اندک نصیب انسان میسازد اما شناخت، معرفت، عشق و ولایت گامهای سعادتآفرین بعدی است که ما را به مشعلهایی اینچنین نزدیک و نزدیکتر میسازد و امروز و فردا و فرداهامان را با زلالی از نور و هدایت آغشته میسازد، به گونهای که هیچ گاه غبار غربت و تنهایی بر آینه دلهامان نمینشیند و همیشه خود را با سرچشمهای پرامید و لبریز از نشاط متصل مییابیم.(2)
... بخش نخست این نوشتار را با دیدگاههای فاطمه زهرا ـ علیهاالسلام ـ در باره آفریده برتر الهی، حضرت محمد ـ صلی اللّه علیه و آله و سلم ـ آغاز کردیم و جلوههای شخصیتی آن رسول خداوند را در نگاه پاک بانوی آفرینش از نظر گذراندیم. و بخش دوم را به ابعاد عظمت امام امیر مؤمنان(ع) از منظر همسر او اختصاص دادیم و به ارزشهای والای آن حضرت، صفات همسر بودن و امامت و ولایت علی(ع) پرداختیم.
پیش از شروع فراز بعدی، بخشی دیگر از ابعاد امامت و ولایت علی(ع) را، در نگاه دخت آفتاب، فاطمه زهرا(ع) از نظر میگذرانیم:
شناخت، معرفت، محبت و ولایت جامع و پویای پاکبانوی آفرینش نسبت به مقام ولایت امام(ع) نگرشی روشن و تصمیمی بنیادین در عرصههای مختلف دفاع و حمایت از امامت، به آن حضرت بخشیده بود. به گونهای که تمامی صحنهها و لحظهها را میدان مبارزه با ستمکیشان و عرصه دفاع از ستمدیدگان میدید و اندکی در استمرار مبارزه کوتاهی نمیکرد، از احد کنار تربت پاک حمزه سیدالشهداء تا آخرین لحظه زندگی و هنگامه بیان وصایای ضروری با همسر ستمدیده خود، در صف اول این نبرد قرار داشت.
روزی که آن حضرت در کنار قبور شهدای احد حضور داشت، محمود بنلبید، درخواست دلیلی برای امامت علی(ع) کرد فاطمه(ع) فرمود:
«شگفتا به یاد ندارید که پدرم در غدیر خم فرمود: علی بهترین کسی است که او را جانشین خود در میان شما قرار میدهم، علی امام و خلیفه بعد از من است ... پدرم رسول خدا رهنمود دادند که مَثَل امام مَثَل کعبه است که مردم باید در اطراف او طواف کنند نه آنکه کعبه دور مردم طواف نماید.»(3)
و در واپسین سخنان خود نشان ننگ و نیرنگ بر نام تمامی ستمگران نهاد و تا همیشه، آزادگان جهان را به تعجب، پرسش و فراگیری پاسخ حیرتافروز و معرفتآفرین وادار کرد تا از فلسفه مخفی بودن مراسم تشییع و پنهان بودن تربت پاک آن پاکبانو جویا شوند. حقایقی که در تداوم خط مبارزه منفی بدین گونه در وصیتنامه حضرت آمده است:
«مردمی که عهد و پیمان خدا و پیامبرش را در ولایت و رهبری علی(ع) شکستند و نادیده گرفتند، حق ندارند بر پیکر من نماز بگزارند و آنان که گواهان شاهد مرا ـ علی(ع)، جبرئیل، میکائیل و امایمن را ـ تکذیب کردند، روز یاری و حمایت از ما، در خانههای خود خزیدند و دست از یاری ما کشیدند ... کسانی که به خانه ما هجوم آوردند و با جمعآوری هیزم فراوان و آتش زدن آن خواستند خانه را و ما را که در آن بودیم در آتش بسوزانند، آیا چنین افرادی سزاوار است که بر من نماز بگزارند؟!»(4) اینک صحیفههای دیگری از صفات علی(ع) را از نظر زهرای مرضیه(ع) پیش رو قرار میدهیم:
* ابعاد عبادی علی علیهالسلام
آموزندهترین درسی که از شیوههای عبادی مولای متقیان(ع) برای صاحبان اندیشه و خرد مطرح میشود این حقیقت شیرین است که امام علی(ع) در بین مردم بود اما لحظهای از یاد خداوند و رسالت سنگین انسانی خود جدا نمیشد؛ چشم به جلوههای خاکی داشت اما دل در گرو لطف و عنایتی افلاکی قرار داده بود.
از اینرو هیچ گاه هدف را فراموش نمیکرد و همیشه از راه خلق به حق میپیوست. از خانقاه تنهایی و بریدن از مردم بیزاری میجست و نسبت به ذکر «یا هو» و «یا علی» بدون توجه به مشکلات جامعه و سختیهای مسلمانان تنفر بسیاری داشت.
آنگاه که انفاق مادی میکرد و در رکوع خود انگشتر خویش را به نیازمندی میبخشید، نه تنها در کنج خلوت و عزلت نبود بلکه در مسجد و محل تجمع عموم مسلمانان حضور داشت و چون چهار درهم موجودی خود را در شب، روز، پنهان و آشکار انفاق کرد ـ و آیهای از قرآن در بزرگداشت عبادت خالصانه او نازل گردید ـ در کوچههای مدینه و بین اقشار مختلف مردم دیده میشد.(5)
برجستگی شخصیت آن حضرت چنان نمایان و خیرهکننده است که دهها تن از اندیشمندان اهل سنت به همراه انبوه صاحبنظران سایر ادیان لب به ستایش صفات او گشودهاند و آن امام را ـ اسوه ایثار، عبودیت و اخلاص برای تمامی بشریت ـ فراتر از گرایشهای مذهبی و عقیدتی ـ معرفی کردهاند.(6) بیشک آشنایی با سخنان آنان و توجه به زاویه دید آنها، شوقی افزون و شناختی بیشتر از چنین سرمایه جاودان شیعیان نصیب ما میسازد. اما برتر از گفتار دیگران، سخنانی است که در آینه بصیرت و بینش پاک بانوی عصمت در باره ابعاد عبودیت، امام علی(ع) میتوان نظاره کرد. از آن روزی که گرسنهای درِ خانه حضرت را کوبید و تقاضای کمک کرد. حضرت با شعری شیرین و پرجاذبه، نیازمندی او را به همسر پرمهر خود بیان کرد. فاطمه(ع) ـ همچون همیشه ـ از شوهر اطاعت کرده، و در حالی که خود گرسنه بود و نیاز شدیدی به اندک طعامی داشت، تمامی غذای آن روز را به مستمند ایثار کرد. امام علی علیهالسلام سخن همسر خود را در باره تأکید به احکام گرسنگان اینچنین بازگو میکند:
«فسوف اعطیه و لا اُبالی و اوثِرُ علی عیالی»؛
...
به زودی به این گرسنه طعام خواهم بخشید و از گرسنگی خود باکی ندارم؛ برای خدا او را بر فرزندان گرسنهام مقدم میدارم. فرزندانم دیشب را گرسنه به روز آوردند، فرزندانی که کوچکترین آنان «حسین» در میدان جنگ کشته خواهد شد ...(7)
آری
روضه خلد برین خلوت درویشان است
مایه محتشمی خدمت درویشان است
آنکه پیشش بنهد تاج تکبر خورشید
کبریایی است که در حشمت درویشان است(8)
فاطمه زهرا ـ علیهاالسلام ـ خدمت رسول خدا(ص) رسید و ریزش از دست سخاوت همسر خود را این گونه ستود: «یا رسول اللّه! ما یدع عَلیٌ شیئا من رزقه الاّ وزّعه بین المساکین»(9)؛
ای رسول خدا! علی از طعام و غذا در خانه باقی نمیگذارد، هر چه به دست میآورد ـ ایثار نموده ـ بین فقیران و مستمندان تقسیم میکند.
سپس به ارزشهای امیر مؤمنان اشاره کرده و به پدر عرض کرد:
«و الذی اصطفاک و اجتباک و هداک و هدا بک الامة لا زلت مُقِرَّةٌ له ما عشتُ»(10)؛
پدرجان! سوگند به خدایی که تو را به رسالت انتخاب کرد و برای هدایت انسانها برگزید و تو را هدایت کرد و امت اسلامی را به وسیله تو هدایت نمود، تا زندهام، همواره او را قبول دارم.
همراه با «خدمت به خلق»، «خلوت با حق» نیز در ساعاتی از زندگانی آن حضرت دیده میشد به گونهای که گاه شگفتی نوع عبادت عاشقانه امام، تمامی اطرافیان را به خود جذب میکرد.
ابودرداء میگوید: علی علیهالسلام را در حالت سجده به گونهای مشاهده کردم که هیچ صدایی نمیشنود و حرکتی ندارد. فریاد زدم، سوگند به خدا علی ـ علیهالسلام ـ از دنیا رفته است. شتابان به سوی خانه حضرت حرکت کردم و ماجرا را به فاطمه علیهاالسلام خبر دادم که علی ـ علیهالسلام ـ در مسجد فوت کرده است. ایشان ـ با جملهای کوتاه، گستره معرفت و عشق و دلدادگی مولا را گوشزد کرده ـ فرمود:
«هی و اللّه الغشیةُ التی تأخذه من خشیةُ اللّه(11)؛ به خدا قسم این حالت نوعی بیهوشی است که از ترس در برابر عظمت پروردگار بر او عارض شده، در عبادت مدهوش میشود.
* ارزش شیعیان علی(ع) و مقام علاقه مندان
حضرت
مهر حیدر در دل و جان من است
مهر حیدر دین و ایمان من است
مهر حیدر کار صد موسی کند
مهر حیدر مرده را احیا کند
مهر حیدر ریسمانی محکم است
مهر حیدر دستگیر عالم است
مهر حیدر گوهری بس قیمتی است
درّ «اتممتُ علیکم نعمتی» است
شیعیان امیر مؤمنان علی ـ علیهالسلام ـ انسانهای پاکنهادی هستند که از خاندانی سپیدسیرت به وجود آمده و هماره مهر ولایت و عشق امامت آن حضرت را در اعماق قلب خود میپرورانند. فاطمه زهرا(ع) آنان را این گونه ستود:
«اِنَّ السّعید، کُلَّ السّعید، حَقَّ السعید مَنْ اَحَبَّ علیّا فی حیاته و بعد موته»(12)؛
همانا سعادت و رستگاری، همه خوبیها و نیکبختیها، حقیقت رستگاری و سعادت در کسی است که علی را در دوران زندگی و پس از شهادتش دوست داشته باشد.
در سخنی از رسول خدا(ص)، فاطمه ـ علیهاالسلام ـ عظمت و شخصیت قدسی و ملکوتی شیعیان را چنین توصیف میکند:
«اِنَّ ابی ـ صلی اللّه علیه و آله و سلّم ـ نَظَر الی علیٍّ و قال: هذا و شیعته فی الجنة»(13)؛
روزی پدرم رسول خدا ـ درود خداوند بر او و خاندان پاک او باد ـ نگاهی به علی(ع) کرد، سپس با اشاره به او فرمود: این مرد و پیروان او در بهشت هستند.
و در موقعی دیگر رو به علی(ع) کرد و فرمود:
«یا اَباالحسن! اَما اِنَّکَ وَ شیعَتَک فِی الْجَنَّة»(14)؛ ای علی! همانا تو و شیعیان و پیروان تو در بهشت الهی خواهید بود.
پرسشی که از دیرزمان برای بسیاری از افراد ـ بویژه جوانان و دانشپژوهان ـ مطرح بوده، آن است که به راستی دوستی علی(ع) و سخن از ولایت او به تنهایی مسیر سعادت و راه نجات امروز و فردای ما خواهد بود؟! آیا نافرمانیهای برخی و گناهان گوناگون آنان تأثیری در از دست دادن کیمیای سعادتشان نخواهد داشت؟! این محبت ظاهری گاه بدان حد رسیده که پارهای با نوشتن شعری، دل به محبت قلبی میسپارند و راه هر بیراههای را برابر خود میگشایند و میگویند:
اگر دوزخ درون پوست داری
نسوزی گر علی را دوست داری!!
پاسخ این پرسش را میتوانیم از سخن زهرای مرضیه ـ علیهاالسلام ـ در ماجرایی شنیدنی با پرسشی اینچنین بشنویم: یکی از شیعیان اهلبیت ـ علیهمالسلام ـ در شهر مدینه، همسر خود را خدمت فاطمه(ع) فرستاده و با طرح این پرسش که: آیا من از شیعیان شما هستم؟ عیار و معیار سنجش پیروی ناب و همه جانبه را جویا شد.
حضرت(س) فرمود:
«اِنْ کُنْتَ تَعْمَل بِما اَمَرناکَ و تَنْتَهی عمّا زَجَرناکَ عَنْه فَاَنْتَ مِنْ شِیعتنا و اِلاّ فَلا»(15)؛
اگر به آنچه به شما امر میکنیم عمل میکنی و از آنچه شما را برحذر میداریم دوری میکنی از شیعیان ما هستی و الا نه!
آن شخص پس از شنیدن پاسخ کلی، مضطرب و نگران آینده خود شد و با توجه به ضعفها، سستیها و عصیانهای خود گفت: ای وای بر من که برای همیشه در آتش دوزخ الهی خواهم بود.
همسرش درد و اندوه او را، خدمت حضرت زهرا ـ علیهاالسلام ـ مطرح کرد، فاطمه ـ علیهاالسلام ـ پاسخ داد: از قول من به همسرت بگو چنین نیست که او قضاوت کرده است. شیعیان ما از بهترین افراد اهل بهشتند و همه دوستان ما و دوستانِ دوستان ما و دشمنان دشمنان ما همه در بهشت خواهند بود.
آری کسی که با قلب و زبان تسلیم ما اهلبیت شده، اما از اوامر ما سرپیچی کند و نواهی ما را محترم نشمرد از شیعیان واقعی ما نخواهد بود، گرچه این گروه نیز پس از پاک شدن از گناهان و تحمل مشکلات روز قیامت و قرار گرفتنِ اندک زمانی در طبقات بالای جهنم و چشیدن عذاب، اهل بهشت خواهند بود و ما به خاطر دوستیشان با ما، نجاتشان داده و آنان را به پیشگاه خودمان انتقال خواهیم داد.»(16)
چنین بینش مهربانانه فاطمه(س) موجب گردید که در آخرین روزهای زندگانی ـ پس از غسل و عوض کردن لباسهای خود ـ رو به قبله نشسته، دستها را به سوی آسمان برآورده، چنین دعا کند:
«الهی و سیدی اسألک بالذین اصطفیتهم و ببکاء وَلَدَیّ فی مفارقتی ان تغفر لعصاة شیعتی و شیعة ذرّیتی»(17)؛
پروردگارا! سرورا! به حق پیامبرانی که آنها را برگزیدی و به گریههای حسن و حسین در فراق من، از تو میخواهم که شیعیان من و شیعیان فرزندان مرا ببخشایی.
* مصایب و مظلومیت علی(ع) و دفاع از
ولایت
در حریم عشق نتوان دم زد از گفت و شنود
ز آنکه آنجا جمله اعضا چشم باید بود و گوش(18)
دیده پردقت و بینش و بصیرت، بزرگترین ویژگی پیروان ولایت است، آنجا که دشمن با روش خزنده و نامرئی چنین گوهر شبچراغی را از دل و دیده افراد برباید. نگاه جامعه به هستی، نگاهی ظاهری بوده که تمامی لذتها و کامیابیهای آن هدف اصلی زندگانی آنان محسوب خواهد شد؛ نکتهای که پروردگار حکیم ناآگاهان را بدان نکوهش کرده، میفرماید:
«یعلمون ظاهرا من الحیاة الدنیا و هم عن الاخرة هم غافلون»(19)؛
از زندگی دنیا ظاهری را میشناسند و حال آنکه از آخرت غافلند.
در چنین جامعهای که شعار اصلی آنها «میخواهیم زندگی کنیم و لذت کامل ببریم» است، به راحتی ناصالحان و گمراهان «یوسف صالح و رهبر شایسته» را کنار زده تا در نگاه سادهلوحان محبوب شوند؛ عبرتی که در کتاب الهی این گونه مطرح شده است:
«اقتلوا یوسف او اطرحوه ارضا یخل لکم وجه ابیکم و تکونوا من بعده قوما صالحین(20)
[یکی گفت:] یوسف را بکشید یا او را به سرزمینی بیندازید تا توجه پدرتان متوجه شما گردد و پس از او مردمی شایسته باشید. در این هنگام گمراهان، گرانقدر میشوند(21) و گمراهی و گناه، بایسته و شایسته! مگر آنکه یعقوبصفتانی هوشیار و آگاه، عقبه حوادث را نگریسته، دستهای آلوده و ناپاک دشمن را در گفتار و رفتار آنان به خوبی تشخیص دهند.
با نگاهی به حوادث دوران علی(ع) مظلومیت آن حضرت و دفاع غربتآلود فاطمه زهرا(ع) از ولایت را در ژرفای سخن رهبر عظیمالشأن انقلاب، حضرت آیتاللّه خامنهای میتوان یافت که فرمود:
«علت همه خون دلهای امیرالمؤمنین ـ علیهالسلام ـ این بود که قدرت تحلیل مردم ضعیف بود.»
چنین پدیدهای موجب گردید که از دهها هزار نفر حاضران غدیرخم(22) ـ که شاهد معرفی امام علی(ع) به عنوان جانشین توسط رسول خدا، صلی اللّه علیه و آله و سلم، بودند ـ تنها 3، 5 و یا 7 نفر همدل و همراه با ولایت باشند(23)!! و حضرت زهرا(س) اندوه این مصیبت و مظلومیت را از پیش از رحلت پیامبر(ص) تا واپسین لحظههای حیات خود بر دل و دیده و ذهن و اندیشه خود حس میکرد.
روزی در یکی از جلسات خانوادگی، رسول گرامی اسلام(ص)، دخترش فاطمه ـ علیهاالسلام ـ را با انبوه مشکلات و مصایبی که پس از وی بر امیرالمؤمنین(ع) خواهد بارید، آشنا کرد و فرمود: اِنَّ زوجک یلاقی بعدی کذا و کذا. حضرت زهرا ـ علیهاالسلام ـ غمگین و اندوهناک، رو به پدر کرده گفت:
«یا رسولاللّه! الا تدعوا اللّهَ اَنْ ینصرف ذلک عنه؟»؛
ای رسول خدا! آیا از خداوند نمیطلبی که این مشکلات از علی کناره گیرند؟
پیامبر(ص) فرمود: چرا، اما چارهای جز آن نیست، زیرا انسانها آزادند و از نعمت اختیار و آزادی سوء استفاده میکنند.(24)
در آخرین نفسهای رسول خدا(ص) که پیکر بیرمق او در بستر افتاده بود و توان هر گونه حرکت و سخنی از او سلب شده بود، غم غربت علی(ع) بر قلب فاطمه(ع) چنان سنگینی میکرد که سرشک اندوه از دیدگان او جاری گردید و گفت:
«... ای امین پروردگار و ای پیامبر خدا! ... پس از تو چه بر سر علی خواهد آمد، او که برادر تو است و تنها یاور دین اسلام خواهد بود.»(25)
پس از رحلت رسول خدا ـ صلیاللّه علیه و آله و سلم ـ آوار اندوه، سنگینتر و طاقتسوزتر گردید، غم از دست دادن پدری چون پیامبر(ص)، زنده شدن دوباره ارزشهای جاهلیت، تهاجم و تجاوز بیامان به حریم ولایت و امامت و غربت غبارآلود اسلام ناب محمدی و امامت علوی، مصایب را شکنندهتر میکرد به گونهای که گاه، آه دردآلودی از عمق جان حضرت(س) برمیآمد، لب به فریاد میگشود و با پدر این گونه درد دل میکرد:
«... ای پدر بزرگوار و ای بهترین انسانها! اکنون بیا و بنگر که امام برگزیده تو را اسیرگونه به طرف بیعت تحمیلی میکشند و میبرند [ناگهان فریاد سختی از صمیم دل برآورد و فرمود:]
فریاد ای محمد، فریاد ای دوست، فریاد ای پدر، فریاد ای اباالقاسم، فریاد ای احمد، فریاد از کمی یاران و یاوران، فریاد از ناله بسیار، فریاد از مشکلات فراوان، فریاد از مصیبت و اندوه زیاد، فریاد از مصیبت جانکاه.»(26)
پس از این سخنان دردآلود و غمبار، صیحهای زد و بیهوش بر زمین افتاد.
ای اذان محض ای تکبیر ناب
ای علی ای مرزبان آفتاب
چون زمین از غربتت آگاه شد
قطرهای از وی چکید و ماه شد
تو بزرگی، خاک، میدان تو نیست
آسمان را تاب جولان تو نیست
مرحبا ما بر حسب رای توییم
کشته تیغ تولای توییم(27)
از روزی که از علی(ع) به اجبار بیعت گرفته شد مبارزهای فکری فرهنگی و غیر ظاهری در شیوه فعالیت فاطمه(ع) قرار گرفت. گاه اعتراض خود را با گریههای هدفمند به گوش همگان میرساند، زمانی با گفتگو از ولایت دفاع میکرد.
دختر طلحه، در یکی از روزهای غمبار پس از رحلت رسول خدا(ص) خدمت فاطمه(ع) رسید و با اظهار ناراحتی از گریههای دلخراش آن بانو، با شگفتی پرسید: فاطمه! چه چیزی شما را این گونه به گریه و زاری وا داشته است؟ حضرت به پیشینه جریانات در زمان رسول خدا و کینهای که از علی در دل کسانی مانده بود ولی قدرت اظهار نداشتند و پس از رحلت پیامبر(ص) برملا کردند اشاره کرد.(28)
روزی دیگر، راه هر عذر و بهانهای را در فردا و فرداها مسدود ساخته، به تمامی مهاجرین و انصار اتمام حجت کرد تا وجدانهای خفته را بیدار سازد و آگاهی اجتماعی را افزونتر نماید.(29) و پس از آن با اعتصاب در سخن گفتن با خلیفه اول و دوم به افشاگری و اعتراض پرداخت از اینرو در سخنی آشکار به آن دو فرمود:
«و اللّه لا اُکَلِّکُمُا من رأس کلمةً حتی القی ربّی فَاَشْکُوَنّکُما الیه بما صنعتما به و بی وَ ارْتکبتما منّی»(30)؛
سوگند به خدا، بعد از این با شما دو نفر حتی یک کلمه نیز سخن نمیگویم تا به ملاقات پروردگار بشتابم و شکایت شما را به او میبرم و توضیح خواهم داد که شما با خدا و دین او و با من چه کردید و چه اعمالی مرتکب شدید. و سرانجام در لحظههای آخرین حیات که همسر مهربان او در کنار بسترش حضور داشت، به شدت گریست. و چون امام از علت گریه او سؤال کرد فرمود:
«ابکی لما تلقی بعدی»؛
بر مصیبتهایی که پس از من بر تو خواهد بارید میگریم.(31)
... و لحظاتی بعد با اندوهی در دل و اشک در دیده به دیدار پروردگار شتافت تا در آن سرا، از مظلومیت امام سخن گوید و بر ستمهایی که بر حجت خدا شده است شهادت دهد.
...................................................................
1 ـ شرجی آواز، احمد عزیزی، ص18 و 21.
2 ـ ر.ک: تفسیر البرهان، ج2، ص56؛ تفسیر صافی، ح2، ص262؛ المیزان، ج8، ص382.
3 ـ کوکب الدرّی، ج1، ص235؛ الصراط المستقیم، ج2، ص123؛ احقاق الحق، ج21، ص26 و 27؛ غایةالمرام، ص96.
4 ـ بحارالانوار، ج43، ص204 و 207؛ کشفالغمه، ج1، ص494؛ عللالشرایع، ج1، ص176؛ بیتالاحزان، ص113.
5 ـ نک: سوره مؤمنون، آیه 11، سوره نور، آیه 17؛ سوره فرقان، آیه 39؛ سوره مؤمنون، آیه 6؛ سوره فرقان، آیه 40 و 44 و 46؛ سوره مؤمنون، آیه 12 و 14؛ سوره نور، آیه 34 و 26 و 23 و 20 و 19 و 18 و 30 و 31 و 29.
6 ـ ر.ک: صحیح مسلم، ج7، ص120؛ مسند احمد بنحنبل، ج1، ص185 و 231؛ تفسیر طبری، ج3، ص192؛ مستدرک حاکم نیشابوری، ج3، ص150؛ دلائل النبوه، حافظ ابونعیم اصفهانی، ص297؛ روح المعانی، آلوسی، ج3، ص167؛ فصول المهمّه، ابنصباغ، ص108؛ الجامع لاحکام القرآن، علامه قرطبی، ج3، ص104؛ شرح نهجالبلاغه ابنابیالحدید، ج3، ص270؛ احیاء العلوم، غزالی، ج3، ص238.
7 ـ احقاق الحق، ج9، ص119 و ج18، ص339 و ج20، ص166 تا 157؛ امالی شیخ صدوق، ص258 و 259؛ فضائل الخمسه من الصحاح السته، ج1، ص258؛ تفسیر فرات کوفی، ص177.
8 ـ دیوان حافظ، غزل شماره 492.
9 ـ بحارالانوار، ج43، ص143؛ کشف الغمه، ج1، ص473؛ کوکب الدرّی، ج1، ص143.
10 ـ مناقب شهر آشوب، ج3، ص330 و ج2، ص94؛ بحارالانوار، ج43، ص38؛ عوالم، ج11، ص128.
11 ـ لئالی الاخبار، ج4، ص36؛ ثواب الاعمال، ص116؛ کتاب امالی صدوق، ص79.
12 ـ مقتل الحسین(ع)، ص46؛ ذخائر العقبی، ص92؛ ریاض النفره، ج2، ص214؛ مناقب خوارزمی، ص47.
13 ـ ینابیع الموده، ص40.
14 ـ تاریخ بغداد، ج12، ص289؛ المناقب خوارزمی، ص67؛ غایة المرام، ص584؛ ینابیع الموده، ص257.
15 ـ بحارالانوار، ج65، ص155؛ تفسیر ـ منسوب به ـ امام حسن عسگری علیهالسلام، ص308 و 248؛ لئالی الاخبار، ج5، ص156.
16 ـ همان؛ (گویند شخصی به نام حاجب شعری اینچنین سرود:
«حاجب محاسبه حشر با علی است
من ضامنم هر چه که خواهی نگاه کن»
امیر مؤمنان(ع) به خواب او آمده و با اصلاح شعر وی، توجه شاعر را به ولایت و محبت همراه با تعهد در گفتار و رفتار جلب کرده، فرمودند، از این پس بگو:
«حاجب محاسبه حشر با علی است
شرم از خدا کن و کمتر گناه کن»)
17 ـ کوکب الدرّی، ج1، ص254؛ ذخائر العقبی، ص53.
18 ـ دیوان حافظ، غزل 279. (با گزینش)
19 ـ سوره روم، آیه 6.
20 ـ سوره یوسف، آیه 9.
21 ـ سوره غافر، آیه 37.
22 ـ ر.ک: علامه امینی (پژوهش ارزشمند مرحوم علامه در باره سند حدیث الغدیر که 356 نفر راوی آن را نقل کرده و تعداد افراد حاضر در بیان غدیرخم را بیش از یکصد هزار نفر بیان کردهاند).
23 ـ کتاب الشافی، ص231، معانی الاخبار، ص354؛ بلاغات النساء، ص19؛ النص و الاجتهاد، ص106 و 107؛ المراجعات، ص103، نهایه ابناثیر، ج4، ص273.
24 ـ بحارالانوار، ج24، ص230؛ کنزالفوائد، ص335.
25 ـ خصائص الائمه، ص41؛ کتاب عوالم، ج11، ص399 و 595؛ بحارالانوار، ج22، ص484؛ الطرف، ص25 و 26 و 27.
26 ـ ریاحین الشریعه، ج1، ص249؛ احقاق الحق، ج10، ص427 تا 430؛ کوکب الدّری، ج1، ص241؛ بیتالاحزان، ص146.
27 ـ کفشهای مکاشفه، ص101؛ شرجی آواز، ص20 و 21 و 22.
28 ـ امالی شیخ صدوق، ج1، ص207؛ ریاحین الشریعه، ج2، ص41؛ امالی شیخ طوسی، ص117.
29 ـ کتاب سلیم بنقیس، ص134؛ اختصاص شیخ مفید، ص178 و 183؛ کتاب عوالم، ج11، ص425.
30 ـ بحارالانوار، ج43، ص203 و ج28، ص357؛ علل الشرایع، ج1، ص185؛ احقاق الحق، ج1، ص217.
31 ـ مصباح الانوار، ص262؛ کتاب العوالم، ج11، ص494 و 607؛ بحارالانوار، ج43، ص218.
1 ـ شرجی آواز، احمد عزیزی، ص18 و 21.
2 ـ ر.ک: تفسیر البرهان، ج2، ص56؛ تفسیر صافی، ح2، ص262؛ المیزان، ج8، ص382.
3 ـ کوکب الدرّی، ج1، ص235؛ الصراط المستقیم، ج2، ص123؛ احقاق الحق، ج21، ص26 و 27؛ غایةالمرام، ص96.
4 ـ بحارالانوار، ج43، ص204 و 207؛ کشفالغمه، ج1، ص494؛ عللالشرایع، ج1، ص176؛ بیتالاحزان، ص113.
5 ـ نک: سوره مؤمنون، آیه 11، سوره نور، آیه 17؛ سوره فرقان، آیه 39؛ سوره مؤمنون، آیه 6؛ سوره فرقان، آیه 40 و 44 و 46؛ سوره مؤمنون، آیه 12 و 14؛ سوره نور، آیه 34 و 26 و 23 و 20 و 19 و 18 و 30 و 31 و 29.
6 ـ ر.ک: صحیح مسلم، ج7، ص120؛ مسند احمد بنحنبل، ج1، ص185 و 231؛ تفسیر طبری، ج3، ص192؛ مستدرک حاکم نیشابوری، ج3، ص150؛ دلائل النبوه، حافظ ابونعیم اصفهانی، ص297؛ روح المعانی، آلوسی، ج3، ص167؛ فصول المهمّه، ابنصباغ، ص108؛ الجامع لاحکام القرآن، علامه قرطبی، ج3، ص104؛ شرح نهجالبلاغه ابنابیالحدید، ج3، ص270؛ احیاء العلوم، غزالی، ج3، ص238.
7 ـ احقاق الحق، ج9، ص119 و ج18، ص339 و ج20، ص166 تا 157؛ امالی شیخ صدوق، ص258 و 259؛ فضائل الخمسه من الصحاح السته، ج1، ص258؛ تفسیر فرات کوفی، ص177.
8 ـ دیوان حافظ، غزل شماره 492.
9 ـ بحارالانوار، ج43، ص143؛ کشف الغمه، ج1، ص473؛ کوکب الدرّی، ج1، ص143.
10 ـ مناقب شهر آشوب، ج3، ص330 و ج2، ص94؛ بحارالانوار، ج43، ص38؛ عوالم، ج11، ص128.
11 ـ لئالی الاخبار، ج4، ص36؛ ثواب الاعمال، ص116؛ کتاب امالی صدوق، ص79.
12 ـ مقتل الحسین(ع)، ص46؛ ذخائر العقبی، ص92؛ ریاض النفره، ج2، ص214؛ مناقب خوارزمی، ص47.
13 ـ ینابیع الموده، ص40.
14 ـ تاریخ بغداد، ج12، ص289؛ المناقب خوارزمی، ص67؛ غایة المرام، ص584؛ ینابیع الموده، ص257.
15 ـ بحارالانوار، ج65، ص155؛ تفسیر ـ منسوب به ـ امام حسن عسگری علیهالسلام، ص308 و 248؛ لئالی الاخبار، ج5، ص156.
16 ـ همان؛ (گویند شخصی به نام حاجب شعری اینچنین سرود:
«حاجب محاسبه حشر با علی است
من ضامنم هر چه که خواهی نگاه کن»
امیر مؤمنان(ع) به خواب او آمده و با اصلاح شعر وی، توجه شاعر را به ولایت و محبت همراه با تعهد در گفتار و رفتار جلب کرده، فرمودند، از این پس بگو:
«حاجب محاسبه حشر با علی است
شرم از خدا کن و کمتر گناه کن»)
17 ـ کوکب الدرّی، ج1، ص254؛ ذخائر العقبی، ص53.
18 ـ دیوان حافظ، غزل 279. (با گزینش)
19 ـ سوره روم، آیه 6.
20 ـ سوره یوسف، آیه 9.
21 ـ سوره غافر، آیه 37.
22 ـ ر.ک: علامه امینی (پژوهش ارزشمند مرحوم علامه در باره سند حدیث الغدیر که 356 نفر راوی آن را نقل کرده و تعداد افراد حاضر در بیان غدیرخم را بیش از یکصد هزار نفر بیان کردهاند).
23 ـ کتاب الشافی، ص231، معانی الاخبار، ص354؛ بلاغات النساء، ص19؛ النص و الاجتهاد، ص106 و 107؛ المراجعات، ص103، نهایه ابناثیر، ج4، ص273.
24 ـ بحارالانوار، ج24، ص230؛ کنزالفوائد، ص335.
25 ـ خصائص الائمه، ص41؛ کتاب عوالم، ج11، ص399 و 595؛ بحارالانوار، ج22، ص484؛ الطرف، ص25 و 26 و 27.
26 ـ ریاحین الشریعه، ج1، ص249؛ احقاق الحق، ج10، ص427 تا 430؛ کوکب الدّری، ج1، ص241؛ بیتالاحزان، ص146.
27 ـ کفشهای مکاشفه، ص101؛ شرجی آواز، ص20 و 21 و 22.
28 ـ امالی شیخ صدوق، ج1، ص207؛ ریاحین الشریعه، ج2، ص41؛ امالی شیخ طوسی، ص117.
29 ـ کتاب سلیم بنقیس، ص134؛ اختصاص شیخ مفید، ص178 و 183؛ کتاب عوالم، ج11، ص425.
30 ـ بحارالانوار، ج43، ص203 و ج28، ص357؛ علل الشرایع، ج1، ص185؛ احقاق الحق، ج1، ص217.
31 ـ مصباح الانوار، ص262؛ کتاب العوالم، ج11، ص494 و 607؛ بحارالانوار، ج43، ص218.

0 نظرات:
ارسال یک نظر