۱۳۸۷ آذر ۴, دوشنبه

جلوه‏های رفتاری حضرت زهرا سلام اللّه‏ علیها«قسمت دوم»«رفتار با همسر»


پدیدآورنده:عذرا انصاری،
خلاصه:
کلمات کلیدی:
،
روابط خانوادگی حضرت فاطمه(س) برای همه کسانی که خواهان یک زندگی متعالی هستند، درسهای ارزشمندی را ارایه می‏دهد. هر چند تاریخ نتوانسته است و یا نخواسته است به خوبی این روابط را ترسیم کند، اما آنچه بر جای مانده است نیز قابل توجه است. در اولین قسمت، پاره‏ای از ویژگیهای رفتاری حضرت(س) را نسبت به همسر گرامیش، بازگو نمودیم. اینک در ادامه به جلوه‏های دیگری از این زندگی والا توجه فرمایید.
* * *
تقسیم کار
یکی از عواملی که در حفظ اساس خانواده، نقش سازنده‏ای دارد، برنامه‏ریزی دقیق و منطبق با واقعیتهای زندگی است. اداره خانه، علی‏رغم اینکه ساده و عاری از پیچیدگی جلوه می‏کند، ظرافتهای خاص خود را می‏طلبد که بی‏تردید، به کاربستن آنها سبب موفقیت و آرامش روانی زن و مرد خواهد بود. عدم تعادل در تقسیم کار، باعث می‏شود که در نهایت، یکی از دو رکن خانه ـ یعنی زن یا مرد ـ از پای در آید.
یکی از جلوه‏های زندگی مشترک امیرالمؤمنین علی(ع) و فاطمه زهرا(س) تقسیم مطلوب وظایف ناشی از زندگی مشترک بود.
مدت زیادی از ازدواج آنها نگذشته بود که خدمت پیامبر(ص) رسیدند و از او تقاضا کردند، تا کارها را میان آن دو تقسیم کند. رسول خدا(ص) کارهای خانه را به فاطمه(س) سپرد و مسؤولیتهای خارج از منزل را به علی(ع) واگذار کرد. بعد از این تقسیم بود که زهرا(س) بارها اظهار خشنودی می‏کرد و رضایت خود را از این تقسیم‏بندی ابراز می‏داشت.(1)
بی‏تردید، تقسیم‏بندی پیامبر(ص) بر مبنای ساختار روحی و جسمی و مصلحت اجتماعی آنها بود
به همسرت محبت کن
این روایت در بسیاری از کتابهای روایی شیعه آمده است که علی(ع) فرمود:
روزی من و زهرا(س) در خانه نشسته بودیم که ناگهان صدای پیامبر(ص) را شنیدیم؛ به احترام آن حضرت برخاستیم. پیامبر(ص) فرمود:
بر جای خود بایستید تا من هم به شما ملحق شوم. سپس فرمود:
برای چند لحظه ما را تنها بگذار. آن گاه در خلوت از فاطمه(س) سؤال کرد: رفتار شوهرت ـ علی(ع) ـ با تو چگونه است؟
فاطمه گفت:
خوب است، اما زنان قریش مرا سرزنش می‏کنند که پدرت تو را به ازدواج کسی در آورد که دستش از مال دنیا خالی است.
پیامبر(ص) فرمود:
دخترم!
پدر و شوهر تو فقیر نیستند؛ خداوند، خزاین زمین را از طلا و نقره بر من عرضه کرد، ولی من به آنچه نزد اوست، رضایت دادم. خدای سبحان به جهانیان نگریست و از میان همه، دو نفر را انتخاب کرد؛ من که پدر تو هستم و علی که شوهر توست. دخترم! شوهر تو بهترین همسرهاست، تو را از نافرمانی او برحذر می‏دارم. سپس بیرون آمد و مرا صدا زد و فرمود:
به همسرت مهربانی کن، زیرا فاطمه، پاره تن من است، رنج او، رنج من و شادی او خشنودی من است.(2)
رازداری
ادب و احترام زن به همسر خود، اقتضا می‏کند که نه تنها از طرح و بزرگ جلوه دادن کمبودهای خانه، خودداری کند، بلکه در حد امکان، کاستیها را نادیده گرفته، آنها را کوچک شمارد. هنگامی که اظهار ناراحتی، نتیجه‏ای جز رنجش شوهر ندارد، زن نباید کلامی در این رابطه با او بگوید. ایثار، و محبت، اقتضا می‏کند که او خود به ترتیبی که می‏داند آنها را جبران کرده و زحمت مضاعف را بر شوهر خود، تحمیل نکند.
روزی فاطمه(س) به حضور پدرش رسید، در حالی که آثار ضعف و گرسنگی از چهره زهرا(س) نمایان بود. رسول خدا(ص) وقتی این حالت را مشاهده کرد، دستهایش را به سوی آسمان، بلند نموده و گفت: خدایا گرسنگی فرزندم را به سیری تبدیل کن و وضع او را سامان بده.(3)
پیامبر اکرم(ص) بدون اینکه زهرا(س) سخنی به او بگوید، از ضعف و گرسنگی او باخبر می‏شود که این خود، یکی دیگر از نمونه‏های پای‏بندی به اساس و اسرار خانواده است.
فداکاری
اصولاً شالوده هیچ خانواده‏ای بدون گذشت و ایثار، استوار نمی‏ماند. در خانه‏ای که تمام افراد آن در اندیشه منافع شخصی خود باشند و خبری از فداکاری نباشد، مهر و صفایی در میان نخواهد بود.
در زندگی خانوادگی زهرا(س) شاهد نمونه‏های برجسته ایثار و فداکاری هستیم که به نمونه‏ای از آن اشاره می‏کنیم:
صبح یکی از روزهایی که علی(ع) و فاطمه(س) در کنار هم بودند، علی(ع) برای رفع گرسنگی شدید خود غذایی را از همسرش طلب کرد. زهرا(س) گفت: خود دو روز است که چیزی نخورده‏ام و هر چه در خانه بود برای شما و فرزندان آوردم.
علی(ع) فرمود:
چرا مرا از این امر آگاه نساختی تا برای تهیه غذا اندیشه‏ای کنم؟ زهرا پاسخ داد: از خدای خود شرم کردم که چیزی از تو بخواهم که انجام آن برایت دشوار باشد.
علی(ع) از خانه بیرون آمد و یک دینار قرض کرد.
خواست با آن غذایی تهیه کند که بین راه مقداد را دید. مقداد در هوای گرم مدینه، در کوچه نشسته بود. حضرت از او پرسید: چرا در این هوای گرم این چنین پریشان در کوچه نشسته‏ای؟
مقداد عرض کرد:
جواب این سؤال را از من نخواه و بگذار نگویم که بر من و خانواده‏ام چه می‏گذرد.
علی(ع) فرمود:
من از اینجا نمی‏روم تا اینکه علت پریشانی تو را بدانم. مقداد که چاره‏ای جز بیان وضعیت خود ندید، گفت: همسر و فرزندانم از شدت گرسنگی، دندانهای خود را به هم می‏فشارند و چون این وضع رقت‏بار برایم قابل تحمل نبود، از خانه بیرون آمدم، تا شاهد چنین وضعیتی نباشم. دیدگان علی(ع) از اشک پر شد و دانه‏های اشک بر محاسن مبارکش جاری گشت و رو به مقداد کرد و فرمود:
احتیاج تو به این دینار بیش از من است. پول را به او داد و برای اقامه نماز، راهی مسجد شد. نماز را با پیامبر(ص) به جا آورد. پیامبر(ص) بعد از نماز رو به علی(ع) کرد و فرمود:
آیا دوست داری من مهمان شما باشم؟
علی(ع) از شرم، پاسخی نداد.
پیامبر(ص) فرمود:
چرا پاسخ نمی‏دهی؟
علی(ع) گفت:
بله تشریف بیاورید. پس از آن به اتفاق یکدیگر وارد خانه شدند. فاطمه، مشغول عبادت بود پیامبر(ص) پس از سلام و احوالپرسی فرمود:
دخترم! زندگی را چگونه می‏گذرانی؟
فاطمه(س) از زندگی خود اظهار رضایت کرد. در همین حال، علی(ع) متوجه ظرف غذایی شد که بوی معطر آن، فضای اتاق را پر کرده بود، ظرفی مملوّ از طعامی مطبوع و معطر. علی(ع) پرسید:
این غذا از کجا آمده است؟ من تا به حال، غذایی به این مطبوعی و خوش‏رنگی ندیده‏ام.
پیامبر(ص) دست خود را بر دوش علی گذاشت و فرمود:
این، در مقابل آن ایثاری است که برای رضای خدا کردی و دیناری را که خود بدان نیازمند بودی، در راه خدا انفاق نمودی و در همان حال گریست.(4)
شاهد سخن، اوج اظهار رضایتی است که حضرت فاطمه(س) از وضعیت زندگی خویش دارد.
نگاه روح‏بخش
وجود زن، در خانه می‏تواند محیط را به دریایی از مهر و عطوفت تبدیل کند، به گونه‏ای که مرد با حضور در این فضا، آرامش پیدا کرده و مرهمی بر زخمهای دل او باشد. در غیر این صورت زندگی برای او فرسایش روح و مرگ تدریجی خواهد بود. مرد، همسر خود را مایه آرامش و تسلی خاطر می‏داند و به تعبیر دیگر، نگاه مرد به خانه و زندگی‏اش نگاه کسی است که از میان موجهای سهمگین دریا، به ساحل نجات می‏نگرد.
مشکلات بیرونی
هر مردی برای حل مشکلات گوناگون خارج از منزل، به یک روحیه قوی و زنده، نیازمند است. او سعی می‏کند که از لحظاتی که در بستر آرام‏بخش خانه‏اش سکونت می‏یابد، برای تقلیل کاستیها و زدودن نگرانیها استفاده کند.
مردی که از نعمت چنین خانه و خانواده‏ای برخوردار است، در مسیر زندگی و انجام وظایف سیاسی، اجتماعی خود، فردی پیروز و موفق خواهد بود.
فاطمه(س) جایگاه حساس و بلند شوهرش را می‏داند؛ همچنین می‏داند که علی(ع) در محیط بیرون با چه مشکلاتی روبه‏روست. کوشش او ایجاد یک محیط آرام و باصفا در درون خانه بود، و نه تنها سخنی که موجب پریشانی او بشود بر زبان نمی‏آورد، بلکه آنچه می‏گفت در جهت اهداف همسر فداکار و دلاورش بود.
امیرالمؤمنین علی(ع) موضوع را این گونه بیان می‏کند:
هیچ گاه، فاطمه از من نرنجید و او نیز هرگز مرا نرنجاند؛ او را به هیچ کاری مجبور نکردم و او نیز مرا آزرده نساخت؛ در هیچ امری، قدمی برخلاف میل باطنی من برنداشت و هر گاه که به رخسارش نظاره می‏کردم، تمام غصه‏هایم برطرف می‏شد و دردهایم را فراموش می‏کردم.(5) در جایی دیگر می‏فرماید: به خدا قسم! هرگز کاری نکردم که فاطمه خشمگین شود، او نیز هیچ گاه مرا خشمگین نکرد.(6)
سپاس مجاهدتها
فاطمه(س) در تمام مبارزات همسرش اعم از مبارزات سیاسی و جنگهای نظامی، مایه امید و دلگرمی او بود؛ در غیاب شوهر، خانه و فرزندان او را به خوبی اداره می‏کرد؛ با اشتیاق به انتظار بازگشت شوهر از جنگ می‏نشست و تمام سعی و کوشش خود را در راه آسایش او به کار می‏برد، به طوری که، وقتی علی(ع) برمی‏گشت و ساعاتی را در میان خانواده‏اش می‏گذراند، تمام خستگیهای حاصل از جنگهای طاقت‏فرسا، از تن او می‏رفت و با خیال آسوده، خود را آماده نبردهای آینده می‏نمود.
وقتی علی(ع) از جبهه بازمی‏گردد، فاطمه(س) به استقبال او می‏رود و با روی گشاده و لبخند حاکی از رضایت و افتخار به او می‏نگرد، لباس و شمشیر خون‏آلود او را می‏شوید و از حوادث میدان جنگ از او می‏پرسد و بدین وسیله نقش خود در جهاد سرنوشت‏ساز اسلام و در تقویت روانی شوی مجاهدش، ایفا می‏کند.
دردهای علی(ع)، دردهای فاطمه(س) نیز هست، از این‏رو، گفتار و کردار زهرا(س) در راستای خواست علی(ع) بود. حمایت و پشتیبانی فاطمه(س) از همسرش به اندازه‏ای مهم و مؤثر بود که علی(ع) مادامی که همسرش زنده بود، تن به بیعت نداد.
خلیفه اول و دوم چندین بار تقاضای ملاقات او را کرده بودند و فاطمه(س) نپذیرفته بود؛ اما تاریخ می‏نویسد؛ علی(ع) در واپسین روزهای حیات زهرا(س) نزد او آمد و تقاضای آنها را برای ملاقات فاطمه(س) بازگو کرد، و از او اجازه خواست. زهرا(س) چنین گفت:
خانه از آن شما و من نیز در اختیار شما هستم، آنچه خود صلاح می‏دانی عمل کن. این را گفت و چادر بر سر کشید و صورت خود را به آن سوی اتاق متوجه ساخت.(7)
اشکها، بدرقه راهش
پیمان وفاداری و پیوند زناشویی، در خانه علی(ع) آن چنان محکم و استوار بود که تنها مرگ می‏توانست در ظاهر، آنها را از هم جدا کند. فاطمه(س) با شهادت خود، قلب علی(ع) را که هنگام ورودش به خانه او قوت و اطمینان بخشیده بود، چنان بی‏تاب و تحمل کرد که در باور هیچ ناظری نمی‏گنجید.
روزی فاطمه(س) به علی(ع) گفت:
هنگام فراق، نزدیک شده است؛ سخنانی دارم که می‏خواهم با تو بگویم.
علی(ع) فرمود:
آنچه دلت می‏خواهد بگو، علی(ع) بر بالین فاطمه(س) نشست و دستور داد کسی داخل اتاق نباشد.
دخت پیامبر(ص)، این گونه آغاز کرد:
ای پسرعم! از شروع زندگی‏ام با تو در هیچ امری مخالفت تو را نکردم، و هرگز از من دروغ و خیانت، سر نزد. علی(ع) در حالی که او را تصدیق می‏کرد، گفت:
تو باتقواتر و متواضع‏تر از آن هستی که من تو را بر چنین امری سرزنش کنم. آه چقدر جدایی و دوری از تو بر من دشوار خواهد بود! مصیبت پیامبر(ص) برایم زنده می‏شود. از دست دادن تو برای من بسیار سخت و ناگوار است. از این مصیبت به خدای خود پناه می‏برم و دل به او می‏سپارم. مصیبت فراق تو آنقدر تلخ و سنگین است که تحمل آن برای علی(ع) مشکل و طاقت‏فرساست. مصیبتی که هیچ چیز نمی‏تواند آن را جبران کند؛ این دردی است که درمانی برای او نمی‏بینم.
سپس علی(ع) سر فاطمه(س) را به سینه چسباند و با هم گریستند.(8) گریه فاطمه(س) برای تنهایی علی(ع) و اشک علی(ع) برای از دست دادن یار و حامی وفادار خود بود.
پی نوشتها:
1ـ بحارالانوار، ج43، ص153.
2ـ کشف‏الغّمه، ج1، ص363، مناقب خوارزمی، ص256، بحارالانوار، ج43، ص133، ناسخ‏التواریخ، ص43.
3ـ بحارالانوار، ج43، ص77.
4ـ بحارالانوار، ج43، ص60، فاطمه من المهد الی اللحد، ص254.
5ـ بحارالانوار، ج43، ص123، کشف‏الغّمه، ج1، ص363.
6ـ کشف‏الغّمه، ج1، ص363.
7ـ کشف‏الغّمه، ج1، ص199.
8ـ کشف‏الغّمه، ج1، ص191.
به علت تراکم مطالب این شماره، قسمت دوم مقاله «نقش زن و شوهر در آرامش خانواده» نوشته خواهر مهری زینهاری به شماه آینده موکول شد .

0 نظرات:

 

الگوی سبز © 2008. Design By: SkinCorner